• امروز : یکشنبه - ۳۰ شهریور - ۱۳۹۹
  • برابر با : 3 - صفر - 1442
  • برابر با : Sunday - 20 September - 2020
0

قانونی که قوز بالای قوز است

  • کد خبر : 19131
  • 24 شهریور 1399 - 19:52
قانونی که قوز بالای قوز است

یکبار برای همیشه باید نگاه خودمان را به فوتبال درست کنیم. آقایان دست از نگاه‌های رنگی بردارید. فوتبال یا هر ورزش دیگری و

یکبار برای همیشه باید نگاه خودمان را به فوتبال درست کنیم. آقایان دست از نگاه‌های رنگی بردارید. فوتبال یا هر ورزش دیگری و حتی فراتر از آن هیچ صنعتی و رشد و خاستگاهی در انحصار امکان توسعه نخواهد داشت. تنها فرزند انحصار، فساد است. فساد است که ریشه هر رشد و نبوغی را می‌خشکاند. این یک اصل بدیهی و اثبات شده در تمام جهان و اعصار است. خواه باور کنید یا نه، هیچ تغییری در واقعیت آن رخ نمی‌دهد. اگر عینک رنگی را برنداریم، هیچگاه حقیقت را نخواهیم دید. واقعیات فوتبال ما نباید پشت انحصارها و نگاه‌های رنگی گم شود.

ماجرا و بحث‌ها درباره قانون منع جذب بازیکن و مربی خارجی تکرار همان اتفاقات درباره ممنوعیت جذب دروازه‌بان خارجی است. انگار همین دیروز بود که ناصرخان در یکی از برنامه‌های زنده تلوزویونی با خنده و شوخی تمام تفکرات فدراسیون را به سخره گرفت و آن را به بوته نقد کشید و همان یک سوالش هنوز در اذهان عمومی باقی ماند؛ آیا هیچکدام از آقایانی که در فدراسیون چنین قانونی را وضع کردند، یکبار و فقط یکبار در چارچوب دروازه ایستاده‌اند که مفهوم دروازه‌بانی و عوامل رشد و ضعف دروازه‌بانی را در ایران بدانند؟

حالا همین سوال را باید از مسئولان فعلی فدراسیون پرسید که آیا هیچکدام از آقایان که در فدراسیون از قانون منع جذب بازیکن و مربی خارجی حمایت می‌کنند، سابقه حرفه‌ای فوتبال به عنوان بازیکن یا مربی را دارند؟ آیا آنان خبر دارند که عوامل رشد فوتبال دقیقا چه مواردی است؟ اصلا بگذارید یک سوال کلی‌تر را مطرح کنیم که آیا فوتبال در ایران به سطح و جایگاهی رسیده است که خودمان را برای رقابت با قدرت‌های جهانی و آسیایی خودکفا کنیم؟ کدامیک از مربیان داخلی ما تاکنون توانسته‌اند در خارج از کشور مربیگیری کنند؟ وضعیت لژیونرهای ما در خارج از کشور به سطحی رسیده است که بتوانیم ادعای غنای بازیکن در هر پستی به اندازه مکفی داشته باشیم؟

حتی این قانون را می‌توان برابر یک سوال کلیدی‌تر قرار بدهیم؛ باشگاه‌های فوتبال ما آیا ذخیره و پتانسیل را برای رشد بازیکن در آکادمی‌ها فراهم کرده‌اند؟ سالانه چند بازیکن جوان و مستعد از طریق باشگاه‌های داخلی به فوتبال کشور معرفی شده و پدیده می‌شوند؟ ما هنوز اندر خم اولین کوچه و مقدمه فوتبال حرفه‌ای یعنی خصوصی‌سازی وامانده‌ایم! هنوز دولت نمی‌تواند یا نمی‌خواهد سرخابی‌های پایتخت را واگذار کند! هنوز وزارت نفت، وزارت صنعت و …. چندین و چند باشگاه را در لیگ برتر به صورت همزمان اداره می‌کنند و این بدیهی‌ترین خطا در فوتبال حرفه‌ای است! عجیب‌تر از همه این موارد ما در نادرترین مورد، ۲ باشگاه را به یک نفر واگذار کردیم! هیهات که خانه از پای‌بست ویران است و خواجه در بند ایوان است!

فوتبال ایران به لحاظ حرفه‌ای بودن در سطحی قرار دارد که بازنشستگان اروپایی مقیم کشورهای عربی بارها و بارها، تیم‌های مدعی ایران را در لیگ قهرمانان آسیا زمین‌گیر می‌کنند! همین حالا بازیکنان خارجی لیگ ایران در حالیکه از دوران اوج خودشان فاصله گرفته‌اند، در رقابت‌های داخلی اعم از جام حذفی و لیگ خلیج فارس، خدایی می‌کنند! آیا دیاباته همان دیاباته دوران بوردو و جوان است؟ ابدا! اما همین بازیکن با تجربه‌ای که از لیگ‌های معتبر خارجی کسب کرده و با تمرینات مناسب توانست آقای گل امسال لیگ ما شود.

البته که کسی منکر توانایی‌های او نمی‌شود ولی دیاباته امروز صرفا با همان تجارب خودش فرسنگ‌ها بالاتر از مهاجمان لیگ داخلی بود. بنابراین پربیراه نیست که فوتبال ایران را از لحاظ بارفنی و حرفه‌ای بودن، مردود دانست. وگرنه چگونه می‌شود که سهم فوتبال ایران از رقابت باشگاه‌های آسیا تنها ۳ قهرمانی باشد که اگر بخواهیم همین آمار را در قاب مربیان داخلی شمارش کرد به عدد ۲ یعنی یکبار توسط منصورخان پورحیدری فقید و فیروز کریمی تقلیل داد.

قانون منع جذب بازیکن و مربی خارجی تنها نتیجه‌ای که دارد، محرومیت فوتبال ایران از تجارب گران‌بهای فوتبال جهان است؛ تجاربی که ارزش آن را در همین دوران اخیر توسط برانکو ایوانکویچ، گابریل کالدرون، وینفرد شفر و آندره‌آ استراماچونی و کارلوس کیروش به خوبی درک کردیم.

البته مدعیان و حامیان این قانون مصنوع ادعای جلوگیری از خروج ارز از ایران را دارند ولی اگر فوتبال حرفه‌ای باشد و مدیران ورزشی ما واقعا در جایگاه درست خود بوده و از قرارداد و خرید و فروش بازیکنان و سرمایه‌گذاری در فوتبال آگاه باشند، می‌توانند بهترین درآمدهای عالی و خوبی را از بازار فوتبال کشورهای همسایه به ویژه قطر و امارات و در مراحل عالی یعنی اروپا وارد فوتبال ایران کنند. این اتفاقی فقط زمانی رخ می‌دهد که بازیکنان فوتبال ما از همان ابتدا رفتار حرفه‌ای و تمرینات حرفه‌ای و توانایی و آمادگی فوق العاده‌ای را زیر نظر مربیان حرفه‌ای و در فضایی کاملا ورزشی و به دور نگاه‌های سیاست‌زده و رنگی یاد بگیرند.

بنابراین بهتر است به جای قوانین مصنوع و ساختگی و منسوخ مثل ممنوعیت جذب بازیکن و مربی خارجی یا قبلتر ممنوعیت جذب دروازه‌بان خارجی یا قبل از همه آنها ممنوعیت حضور بازیکنان بالای ۲۹ سال در تیم ملی، نگاهمان را عوض کنیم. عینک‌ها را برداریم و واقعیات را ببینم. فوتبال ما فرسنگ‌ها از فوتبال حرفه‌ای دور است.خواسته‌ای که امروز برای بازگشت استراماچونی به استقلال مطرح می‌شود نه یک اتفاق رنگی و انحصارطلبانه بلکه یک درخواست برای بازگشت تفکرات حرفه‌ای به فوتبال ایران است. این اتفاق مقدمه مهمی برای رشد فوتبال ایران است. شاید استراماچونی به استقلال بازگردد و شاید هم نه. ولی واقعیت این است که نباید باشگاه‌های ایران را از حق حرفه‌ای شدن محروم کرد. امروز باشگاه‌های ایران از بسیاری امکانات و حقوق بدیهی و اساسی مانند حق پخش تلوزیونی، بلیط تماشاگران، زمین‌های تمرین و برگزاری رقابت‌ها به صورت مستقل و قراردادهای مالی متعبر و پرسود و … محروم هستند و در این میان قانون اخیر قوزی بالای قوز است.

لینک کوتاه : http://doublestar.ir/?p=19131

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که حاولی توهین ، تهدید و بی احترامی به هر شخص باشد منتشر نخواهد شد.