• امروز : پنج شنبه - ۲۶ فروردین - ۱۴۰۰
  • برابر با : 4 - رمضان - 1442
  • برابر با : Thursday - 15 April - 2021
7

بلاهای آسمانی یا تصمیمات زمینی؟ استقلال بزرگ را کوچک نشمارید!

  • کد خبر : 24873
  • 26 آذر 1399 - 5:06
بلاهای آسمانی یا تصمیمات زمینی؟ استقلال بزرگ را کوچک نشمارید!

می گویند قضاوت زود است. اما برخی از مشکلات در فوتبال، هفته اول و دوم و سی ام ندارد، مربوط به مدیریت و نوع نگاه کادر فنی به تیم است.

یادداشت هواداری / علی عظیمی

می گویند قضاوت زود است. اما برخی از مشکلات در فوتبال، هفته اول و دوم و سی ام ندارد، مربوط به مدیریت و نوع نگاه کادر فنی به تیم است. در شکل تیمی، استقلال در ۱۲۵ هفته طی ۴ سال اخیر، حدود ۸ هفته با استراماچونی، حدود ۲۰ هفته با شفر، حدود ۵ هفته با مجیدی و حدود ۱۰ هفته با منصوریان، یعنی در مجموع حدود یک سوم از کل بازیهای خودش، چشم نواز و منظم بازی کرده است. چقدر از مشکلات دوسوم بقیه بازی ها، سهم بازیکنان و کادر فنی  و چقدر سهم عوامل بیرونی، مدیریت و پشتیبانی تیم است؟ سعی میکنیم در این مطلب به جواب این سوالات برسیم.

همین اول بگویم جواب تمام این سوالات و مشکلات در فوتبال ورژن ایرانی و وزارتی، فقط و فقط کادرفنی تیم است. تمام. کادر فنی استقلال دو حالت دارد: یا ایرانی است و با پذیرفتن پست در استقلال کارمند وزارت ورزش می شود، یا شفر است و استراماچونی که کارمند نمی شود و در حاشیه غرقش می کنند.

 با قاطعیت می گویم که شفر و استراماچونی پس از مدتی که متوجه شرایط غیرعادی موفقیت در استقلال شدند، بسیار راغب بودند روندکار طوری پیش رود که بروند و رفتند و پول زیرکی ایجنت و ماجراجویی خود را هم گرفته و می گیرند. من که می گویم نوش جانشان. اما ایرانی ها، منصوریان، مجیدی، نامجو و حالا فکری. اصلا در ایران، مربی ایرانی در حد اداره استقلال و پیروزی داریم؟ خیر!

 اینکه چرا گلمحمدی نتیجه می گیرد و این دوستان استقلالی نه، شاید جواب هایی برایش در این یادداشت یافت شود اما اصل ماجرای استقلال این است. مربیان عزیز استقلالی، قبول نکنید، منت نگذارید. شما نه انقدر جسارت دارید که واقعیت ها را تمام و کمال و از همان اول به همه بگویید و خود را از این جریان کثیف جدا کنید و نه انقدر دانش و مدیریت که بتوانید با تمام مشکلات و نارسایی ها، تیم را تا سرحد مرگ اداره کرده و نتیجه دلخواه هواداران را بگیرید. اینکه شانس قهرمانی از هفته ۲۰ به بعد از دست برود،(روحیه قهرمانی هم که اصلا بوجود نیامده)و آخرهای فصل تازه لب به اشاره و ایهام باز کنید، به درد هوادار نمی خورد! اینکه هیچگونه پیشرفتی در نگرش فوتبالی بازیکنان و شکل تیمی استقلال حاصل نمی شود، به درد هوادار نمی خورد، اینکه داور پنالتی نگرفت و اخراج نکرد به درد هوادار نمی خورد.

آقایان و مدیران منصوب وزارت، در هر فصل و هر مقطع می گویند فلانی از خودگذشتگی کرد که مربیگری استقلال را پذیرفت! زبان بند می آید. استقلال؟! استقلال؟! شما دارید در مورد استقلالی صحبت می کنید که برگ های یک مربی حرفه ای ایتالیایی ازعظمت آن ریخت وقتی با هواداران و عشق آنها مواجه شد. هرچند تیمش هیچ شباهتی به یک باشگاه بزرگ از نظر تشکیلات و امکانات نداشت.

 ای کاش مجیدی، منصوریان، نامجو و فکری از خودگذشتگی نمی کردند. ای کاش استقلال را فدای جاه طلبی خود نمی کردند. از خدایشان هم باشد ۵ دقیقه روی نیمکت این تیم بنشینند. اگر نشستند حق ندارند وقتی می بینند شرایط مهیا نیست ادامه دهند. تعهد یعنی این! تعهد این نیست که تلاش بیهوده کنی وقتی از اول میدانی بازی جفت پوچ است. استقلال جای ماجراجویی نیست. استقلال جای تجربه اندوزی نیست. استقلال جای آزمون و خطا نیست. قهرمانانه نپذیرید یا  بروید و با گفتن واقعیات، گرفتن حق این تیم را از مسببین ظلم، به دست هوادارانش بسپارید.

در ۱۵ سالگی، سال ۷۴ با دیدن بازیهای منصوریان عاشق تر از قبل شدم و استقلال برای من با علی منصوریان، استقلال و عشق ابدی شد. اعتقاد دارم شوت های روی پا و تکل های خاص منصوریان هنوز هم تکرار نشدنی هستند. فرهاد مجیدی قبل ازدربی سال ۷۶ در حدود ۲۰ سالگی و با سوپرایز حاج فتح اله استقلالی شد و ما تاجی تجدیدی ها در مدرسه از خوشحالی زوزه می کشیدیم هرچند استقلال آن دربی را بد واگذار کرد.

محمود فکری زننده دو تا از خاطره انگیزترین گلهای استقلال به تیم پیروزی بود و یکی از با ثبات ترین عناصر دفاعی استقلال و مجید نامجو که تکنیکی ترین بازیکن زمان خود. هر چه از بزرگان استقلال در بازیگری بگوییم تمامی ندارد. اما این ها دلیلی بر مربی گری خوب و داشتن ژن مدیریت و جمع کردن حاشیه ها توسط این دوستان،می شود؟ حتی با وجود داشتن دانش و مدرک در حد لالیگا؟ جواب خیر است.

عیار و وزن هر مربی یا هر فردی در هر جایگاهی، در یک بزنگاه هایی بیرون می زند. منصوریان عزیز در بازی برگشت با العین. من هوادار با دیدن ترکیب، فاتحه تیم را از همان اول بازی خواندم. اندازه علیرضا منصوریان برد یک گله با پنالتی دقیقه آخر بازی رفت بود. آن جسارت هافبک جنگنده و بازیساز چه شد؟ اندازه فرهاد مجیدی بردهای ناپلئونی و هیس نشان دادن بعد از بازی ها بود به شکل یک فاتح مقتدر در حد پپ که مثلا خوزه را شکست داده است.

هوش سرشار و شم گلزنی یک مهاجم تکنیکی و رونده چه شد؟ چهره بازنده او را بعد از گل دوم پیروزی در دربی حذفی به یاد بیاورید. یا کمی شفاف تر، نیمه دوم همان بازی را. اندازه مجید نامجو هم سعی درانجام بازیهای آبرومندانه در لیگ قهرمانان بود با وجود همه مشکلات قبلی! تکنیک بازیگری مجیدخان هم به کار نیامد. هرچند از ایشان کسی توقع خاصی هم نداشت! که این خود جای سوال دارد. اندازه محمودخان هم که هنوز مشخص نیست ولی از انتخاب اطرافیان و وزن نیمکت تیم و تعویض های طلایی همین ۵ بازی امسال، اندازه گیری ایشان هم زیاد سخت نیست.

 استقلال اینها را نمی خواهد. هوادار یک تیم جسور، متعصب، پرتلاش و با نگرش برنده می خواهد حتی اگر ۱۰ بازی هم ببازد. هوادار تیمی میخواهد که ۱۱ وحشی، حریف را با تکنیک و تاکتیک و روحیه تیمی خود بدرند. تشبیه بدی نیست. جسارت نشود. رمز موفقیت برای استقلال با وجود این همه مشکلات فعلی که همه بدان آگاهی داریم، همین است.اگر نمی توانید این تیم را این شکلی بسازید، از خودگذشتگی!! نکنید و مربی استقلال نشوید. بزرگ تر که نمی شوید هیچ، جایگاه خود را نزد هواداران هم از دست می دهید. یعنی تمام آن چیزی که شما را به اینجا یا هرجا رسانده است. قاطعانه می گویم نه مجیدی و نه منصوریان هیچ یک دیگر آن آدم های قبلی نزد اکثر هواداران استقلال نیستند.

آقا خوب بازی کنید، زحمت بکشید، باتعصب باشید و پیشرفت در کارتان باشد، هواداران راضیند حتی اگر قهرمان نشوید. قهرمانان ما افرادی هستند که از جان مایه می گذارند و با مسئولیت بازی می کنند. اینکه فرشید اسماعیلی ۵ سال بدون هیچگونه پیشرفت و حرکت موثری همچنان بازی می کند و تغییر نمی کند، اینکه فرشید باقری بعد از ۷۵ بازی هنوز خود را کشف! نکرده و همچنان مثل روز اول با اضطراب و بی اعتماد به نفس بازی می کند، اینکه هیچ یک از شما مربیان عزیز متوجه نشدید میلاد زکی پور از هر جای زمین به قول سرهنگ علیفر ارسال موزی شکل می کند به جاهایی اطراف دروازه، اینکه در این همه سال حداقل ۵۰ درصد گلهای دریافتی استقلال در نتیجه ی عدم تعیین شرح وظایف درست یا سهل انگاری در انجام آن بوده است و رفع هم نمی شود!

 اینکه حسینی بلد بود از دروازه بیرون بیاید و به لطف شما آن هم دیگر بلد نیست، اینکه وریا غفوری افت می کند و یک نیم فصل طول می کشد تا به فرم اولیه برگردد، اینکه پاس های طولی غلامی وسط راه قطع و تبدیل به موقعیت خطرناک روی دروازه تیم می شود و همچنان تکرار شده و اصلاح نمی شود، اینکه ارسلان بخاطر عدم تغذیه مناسب یا میل به حمل توپ، به عقب می آید و به زور توپ می گیرد و به زور لو می دهد، اینکه ۵ سال است پاشنه آشیل استقلال ضربه کاشته و مدافعان تماشاچی و خروج دروازه بان است و با وجود رشیدشون هم حل نمی شود، اینکه پرس از جلو خوب انجام نمی شود و بازیکنان راحت دریبل می خورند و تازه بهم هم می خورند، اینکه فاصله خطوط به طرز بی کلاسی زیاد است بطوریکه اساتید مجبورند از هرجای زمین به زیر توپ بکشند، اینکه اگر هر هفته یک مصدوم تقدیم به جامعه پزشکی از بخش های قلب و عروق و اعصاب و روان گرفته تا لگن و مفصل و کتف و کول نکنیم اقتصاد این قشر زحمتکش فلج می شود و ۱۰ اینکه دیگر که در همه این سالها تکرار شده و فقط در مقطعی توسط استراماچونی در حال اصلاح بود، نشان دهنده این است که این مربیان عزیز هیچ چیزی اضافه تر نسبت به دیگری نداشته و فقط با ادبیات مختلف سعی در توجیه حضور و عملکرد خود در استقلال دارند. یعنی طراحی تمرینات در تمام این سالها بد است.

یعنی آنالیز در تمام این سالها ضعیف است که فرشید اسماعیلی همچنان فیکس بازی میکند آنهم در پست شماره ۸ که انتظار می رود دیگر هر ۱۰ بازی یه پاس گل هم نه، یک پاس کلیدی بدهد. یعنی سرمربی درک درستی از ارزش افزوده ای که یک کادر قوی برایش مهیا می کند ندارد بلکه دستیاران را آلترناتیو و خطر برای خود می پندارد. یعنی بازیکنی با کیفیت مثل محمد نادری هم ادای زکی پور را در می آورد و از هرجای زمین می کشد روی سر مهدی قایدی با ۱۶۰ سانت قد! یعنی سرمربی رودروایسی دارد چراکه وریا و موسوی همچنین میلیچ و نادری همزمان بازی می کنند.

یعنی اندازه استقلال را پایین آورده اند و شما هم قبول کردید. یعنی بازیکنان قبول کرده اند در یک تیم معمولی نایب قهرمان بازی می کنند. نشان به آن نشان که دو نایب قهرمانی فصل گذشته برای سرمربی عزیز وقت آقای مجیدی، از نظر خودش موفقیت محسوب می شد!! نشان به آن نشان که منصوریان عزیز بعد از شکست فاجعه بار به العین، خودکشی که نه، حتی استعفا هم نداد!! نشان به آن نشان که هفته پنجم لیگ هستیم و سرمربی محترم مطابق انتظار مشغول داور و پیدا کردن مقصران عدم نتیجه گیری در خارج از کادر فنی و مدیریتی تیم است.

همچنان اعتقاد دارم عوامل بیرونی و اراده های خاص جهت تضعیف استقلال از منظر رسانه ای، مالکیتی و مدیریتی وجود داشته و بسیار رو، لوث و آزار دهنده هم شده است. ادعا دارم جزو اولین افرادی هستم که از روزهای اول ظهور پدیده ای به نام فردوسی پور، مخالف سرسخت سیاست ها و خط و مش برنامه شوگونه نود بر علیه استقلال بودم و به هرکسی که می رسیدم میگفتم این استاد علیه ما کمر بسته است.

همه به نقش وزیر تیفوسی و آقازاده لیدر مآبش در نتیجه گیری و نتیجه نگیری دو فرزند تنی و ناتنی وزارت خانه آگاهیم. همه می دانیم این بچه ی زیبا – میثاقی- و اتاق فکرش هر هفته چند نفر ساعت وقت و انرژی صرف می کنند که استقلال را خوار و خفیف و پیروزی را بزرگ و مهم جلوه دهند. ما همه می دانیم و می دانیم که آثار این همه ظلم و خیانت به استقلال شاید سالهای سال گریبانگیرمان باشد کما اینکه برنامه ریزی و هدف این ها، همین هم هست.

اما چه کنیم؟ بپذیریم تیم سهمیه بگیر هستیم؟ بپذیریم نایب قهرمانی جام حذفی هم خوب است؟ بپذیریم مثلا جلوی پاختاکور غیرتی بازی کردیم و کافی است؟ خیر. پیشکسوتان، هواداران و اعضای آزاده ی تیم. یکصدا و متحد. این فقط رمز پیروزی و ایستادگی در قبال ظلم است. بازیکنان با نمایش دلاورانه در زمین، کادر فنی آگاه، گرگ و قوی و هوادار پای کار و حمایتگر. با این روش قهرمان هم نشوید برای ما قهرمانید.

 به امید روزی که فوتبال پاک و رقابت در زمین در این کشور برقرار شود.

لینک کوتاه : http://doublestar.ir/?p=24873

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 2در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۲
  1. عالی 👍💯

  2. خیلی عالی بود واقعا حرف دل طرفداران رو زده این دوستمون

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که حاولی توهین ، تهدید و بی احترامی به هر شخص باشد منتشر نخواهد شد.