دستهای خالی، جیبی پر پول!

دستهای خالی، جیبی پر پول!

اگر تناقض گویی یک جرم بود حتماً مدیرعامل محبوبترین ترین تیم ایران با ۷۹ میلیون و نهصد و پنجاه هزار طرفدار( به جز هواداران حاضر در استادیوم تبریز ) آقای درویش را بعد برنامه فوتبال برتر با لقب سلطان تناقض ایران دستگیر می‌کردند.

غمی که تا آنسوی مرزها رفت

غمی که تا آنسوی مرزها رفت

۲ خرداد ۱۳۹۰ روزی که استقلالی ها دیگر چشمشان از حالت اشک آلود خارج نمی شد، روزی که ناصر خان بعداز تحمل سخت ترین لحظات زندگی شرافتمندانه خود به ملکوت اعلی پیوست.؛
منهای آقای شماره یک

منهای آقای شماره یک

یازدهمین فراق در دومین روز از سومین ماه سال فرا رسید. سالگردی سیاه برای مرور یک وداع. عمیق ترین تلخی دنیا.

…و ما که هیچ کداممان ناصر حجازی نبودیم!

…و ما که هیچ کداممان ناصر حجازی نبودیم!

…و ما، مرگ ناصرحجازی را یکبار دیگر به نظاره می نشینیم. درست همانگونه که سال ها قبل. بدون قدرتی برای تغییر. بدون توانی برای ممانعت از تشریفات ساده مرگ. بی قدرتی برای جلوگیری از رخ دادن رویداد.

شماره یک آبی ها در دروازه بهشت!

شماره یک آبی ها در دروازه بهشت!

برخی نام ها همیشه در تاریخ ماندگار می شوند، برخی ها در سیاست، برخی در هنر و خیلی از رشته های دیگر اما تنها در فوتبال و ورزش ایران نام حجازی برای همیشه ماندگار شد مردی که در ورزش برجسته بود و نشان داد که سیاست باید از ورزش جدا باشد.