کد خبر : 50548
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۱ - ۸:۵۶

بازخوانی یک گفت‌و‌گوی استثنایی با ناصر حجازی بعد از ۱۵ سال

شقایق آسیایی

خدا می‌خواست من را تنبیه کند!

خدا می‌خواست من را تنبیه کند!

جمعه سی‌ام اردیبهشت سالگرد درگذشت ناصر حجازی اسطوره فوتبال ایران است، مردی با خصوصیات منحصر به فرد در دوران بازی و مربی‌گری. بازخوانی یک مصاحبه از او در پایان همکاری‌اش با استقلال در دی ماه ۸۶ هنوز هم جذاب است.

۷ سال از اون شب کذایی بازی استقلال و سایپا در فصل ۷۸ ـ ۷۹ می‌گذشت، حالا ناصرخان حجازی  دوباره برگشته بود به تیمش.
به آقای راهبر، سردبیر دنیای فوتبال گفتم: من و امروز هوادار حساب کن، می روم سر تمرین ولی نه مطلبی می نویسم! نه  مصاحبه می کنم!
  ناصرخان خیلی سرحال بود با چهره که لبخند از روی آن، محو نمی شد. به همراه آقای حاجیلو اومدند به سمتم من حضورشان را تبریک گفتم. من هرگز به ناصرخان‌ نگفتم که چقدر برای ایشان احترام قائل ام یا دوستشان دارم . همیشه  رابطه ما همراه با احترام و ادب بود.
ناصرخان گوشیم و گرفت. شماره ای در آن وارد کرد و گفت: اگر خط اصلی ام و جواب ندادم می توانی با این شماره بهم زنگ بزنی. تمام‌ آن تمرین مثل یک فیلم رنگی و شفاف در ذهنم ثبت شد.
…روزهای لیگ سپری می شدند نتایج به گونه ای رقم می خورد که.عصر یک روز کاری بهشان زنگ زدم و گفتم علی فتح الله زاده، فیروز کریمی را به عنوان مربی انتخاب کرده و قرار هست شما به عنوان مدیر فنی در کنار تیم باشید. چند ثانیه سکوت شد …
بعد از مدتی فیروز کریمی به استقلال آمد، تیم داشت برای رفتن به اردوی امارات آماده می شد، قرار بود که اقای حجازی با تاخیر یک روزه به اردو اضافه بشود. باهاشون قرار یک گفتگو را هماهنگ کردم
وقتی در خانه را برایم باز کرد دیدم چقدر چهره اش درهم است. از من دعوت کرد که وارد شوم، بعد هم رفت روی صندلی تاجداراش نشست، اجازه گرفتم که گوشی را برای ضبط روی میز بگذارم که یکدفعه ناصرخان گفت: ضبط نکن بنویس! عصبانی هستم شاید حرف بدی بزنم! هر چی که می گویم را باید بنویسی و حتی اگر یک واو اینطرف یا اونطرف شود، دیگه باهات حرف نمی زنم. گفتم: چشم.  هر چند که مطمئن بودم هیچ حرف نسنجیده ای نمی شنوم.
گفتگو از همان کلمات اول پر از چالش بود، یادم هست نازی خانم با همان چهره مهربان همیشگی اومد و گفت: ناصر بزار ضبط کنه بچه دستش درد می گیره و ناصرخان گفت: نه!
دوباره برگشتیم به مصاحبه کلمه به کلمه رعایت امانتداری می کردم ساعت جلوی چشمم می دوید،  ناصرخان سیگار پشت سیگار روشن می کرد و از لحظات تلخی که پشت سر گذاشته بود،صحبت می کرد. گفتگو تمام شد. به روزنامه برگشتم آقای راهبر پرسید تیتر چی می شود:  گفتم نمی دانم شاید (خدا می خواست من و تنبیه کند).ظهر آن روز با اردوی استقلال در امارات تماس گرفتم که به نوبت منصوریان و فرهاد مجیدی گوشی را گرفتند و به من گفتند خانم آسیایی چیکار کردی؟ ناصر خان میگوید:فقط با خانم آسیایی حرف بزنید حتی یک واو جا به جا نشده. از شما دعوت می کنم آن را بخوانید.
شما معتقدید حواشی به شما اجازه کار نداد، در است؟
متاسفانه آنقدر حواشی استقلال و پرسپولیس زیاد است که شما نمی توانید راحت کار کنید. روی صحبت من با کسانی هست که می گویند ناصرحجازی کارنامه خوبی ندارد. همین روزنامه ها خودتان بارها و بارها علیه من مطلب نوشتید که با کدام کارنامه قابل قبول حجازی را به استقلال آوردید؟من می خواهم بدانم که تعریف شما از کارنامه چیست؟ به چه چیزی کارنامه می گویید. بانک تجارت را قهرمان لیگ کردم. به کرمان رفتم در آنجا تیمی مثل شهرداری را که در فوتبال حرفی برای گفتن نداشت به لیگ برتر آوردم. اما یک ماه پس از اتمام بازی‌ها، سپاهان نسبت به آخرین دیدار لیگ اعتراض کرد تا بازی سه بر صفر باخته آنها با ۱۸۰ درجه تغییر به سودشان اعلام شود و در حالی که شهرداری مستحق صعود بود، سپاهانی ها به لیگ برتر آمدند. بعد از آن ذوب آهن را که تازه به لیگ برتر آمده بود را به بهترین تیم شهرستانی تبدیل کردم..  با استقلال تهران قهرمان لیگ و نایب قهرمان آسیا شدم.
هدایت سپاهان را که تازه از لیگ دو به جام آزادگان صعود کرده و فیروز کریمی به تازگی از آن تیم جدا شده بود را قبول کردم آقای عابدینی هم لطف کرد و لیگ را ۲۴ تیمی کرد. با این وجود من توانستم تیم را ششم جدول کنم. از این مسائل زیاد هست فکر نمی کنم شما بتوانید این صحبت‌های من و چاپ کنید!
بعضی از روزنامه نوشتند که قدم حجازی برای استقلال خوب نبود
یک وقت هایی مثل امسال در اوج بدشانسی هستم. احساس می کردم خدا قصد دارد من و تنبیه کند و شاید کار بدی کرده ام که حالا باید تقاص را بدهم. دیگر قبول کردم که تیم را به کس دیگه ای بسپارم. آنها حتی تا نیم فصل هم به من فرصت ندادند وگرنه شک نکنید تیم را سوم تحویل می دادم. سالی که با استقلال قهرمان لیگ شدم، فتح الله زاده یک نفره جلو همه می ایستاد. هیات مدیره هم تحت هیچ شرایطی علیه من حرف نمی زدند، فقط حمایت می کردند. تا اینکه من هم در جایگاه مربی تیم موفق شدم ۲۴ بازی بدون باخت با استقلال جلو بروم، اما متاسفانه من در این فصل امتیاز حمایت را از دست دادم. ناصرحجازی از این اخلاق ها ندارد که وقتی کنار بنشیند برای کسی بزند. من احتیاج ندارم که بخواهم زبر آب کسی را بزنم. یعنی منظور شما این هست که من می خواهم با خالی کردن پای کسی بزرگ شوم؟ بزرگتر از جایگاهی که الان در ایران دارم! من ترقی ام را کردم، کاپیتان تیم ملی بودم، بهترین دروزاه بان قرن آسیا بودم. با تیم‌های مختلف به آسیا رفتم. احتیاج ندارم که کس دیگری را زیر پایم له کنم تا پله تر قی ام شود، این کارها مال آدمهای کوچک است.
خیلی ها عقیده دارند شما بخاطر بدبینی که نسبت به دیگران دارید، موفق نمی شوید
من روابطم با مطبوعات خوب نیست و مثل بقیه مربی ها هم نیستم که وقتی خبرنگار زنگ می زند، بلند شوم خبردار بایستم. با بعصی خبرنگارها دوست هستم. به خانه ام هم رفت و آمد دارند، مخلصشاندهم هستم. اما از آدمهایی که از من کوچکتر هستم، حرف شنوی ندارم. اولین روز حضورم در استقلال یک روزنامه تیتر جالبی زد که در ذهنم ماند”حجازی آمد، نان نیست” واقعیت را گفته بود یعنی حجازی آمد آن عده که قصد دارند پورسانت بدهند یا دلالی کنند در استقلال جایی ندارند. خب حالا طبیعی هست که بخواهند علیه حجازی جبهه بگیرند.

از روزی که به استقلال آمدید گفته می شد شما عقیده دارید بازیکنان سابق علیه شما باند درست می کنند؟

اگر من وحید طالب لو و نوازی را اخراج می کردم همه می گفتند ناصر حجازی کینه توزی است، اما وقتی قطبی ۵ نفر را به دلیل کم کاری اخراج می کند، هیچ اشکالی ندارد.جباری از لحاظ بدنی ضعیف بود به او گفتم عوض اینکه از بدنسازی شکایت کنی، بدو! اما قبول نکرد، اخراجش کردم. این حق مربی است ولی اگر من اینکار را بکنم، می گویند؛ حجازی بدبین است توهم دارد ! دنبال خائن می گردد اما وقتی آری هان هشت نفر را از پرسپولیس اخراج می کند همه از او تعریف می کنند که اصول را رعایت می کند، چه مربی با دانشی است. به عقیده من وقتی بازیکن پول حرفه ای می گیرد باید حرفه ای هم عمل کند.

بزرگترین اشتباه دوران مربیگری شما چه بود؟

بزگترین اشتباه دوران حرفه ایم این بود که روی وعده مدیران استقلال رشت حساب کردم و سال دوم هم در رشت ماندم. اما متاسفانه باشگاه ما نه تنها در آن سال بازیکن نگرفت، بلکه بازیکنانمان را هم از دست دادیم. با این اوصاف باز هم من اگر آدم زرنگی بودم در دیدار آخر لیگ که سقوط تیم به لیگ دو مسجل شده بود، در این تیم نمی ماندم. حتی بازیکن‌های زپرتی این تیم هم هفته آخر در زمین حاضر نشدند. تا تیم ۹ گل بخورد. به عقیده من در آن دیدار حتی یک تیم محلات هم می توانست با اختلاف پیروز میدان باشد. بعد از آن هم که هدایت نساجی را پذیرفتم همه گفتند حجازی تیم را بالا نیاورده؟ خب چه انتظاری داشتید؟تیمی که به تازگی از رقابت‌های لیگ دو صعود کرده را به لیگ برتر بیاورم. یعتی به نظر شما رده پنجم جدول برای نساجی کم بود؟ حتما اینقدر قدرت در حجازی می بینید که این انتقادها را می کنید. پس چرا هیچ وقت نمی گویید تیم ماشین سازی که حجازی ساخته بود، الان کجاست؟ بعد از آنکه من رفتم این تیم ۱۰ سال است در لیگ یک کار می کند، اما همه فقط روی استقلال رشت زوم می کنند.

چرا همیشه تیم‌های ناصرحجازی مشکل دروازه بان دارد؟ بله شاید شما درست می گویید در هر تیمی که پیش از این بودم یا دروازه بان خوب نداشته یا ضعیف بوده، اما در مورد وحید طالب لو شرایط فرق می کند. کسی که بهترین دروازبانی را سه سال در استقلال انجام داده فقط به یک دلیل ممکن است افت کرده باشد. او احساس می کند کوچکترین اشتباهش هم از چشم من دور نمی ماند و همین مساله به او استرس کاذب وارد می کند. من قبول دارم که در هر تیمی بودم بهترین خط حمله را داشتم، اما دروازبانهای خوبی نداشتم.

قبول دارید که اگر از همان ابتدا پیشنهاد فتح الله زاده را می پذیرفتید و از vip به عنوان مدیر کار را دنبال می کردید، بهتر بود؟

این پیشنهاد حرف فتح الله زاده نبود، بعضی از مجریان تلویزیونی و سردبیران ورزشی به او فشار می آوردند که مربی دلخواهشان را به تیم بیاورند. ولی من زیر بار هیچ حرفی نمی روم. همه از ابتدا به دنبال حضور کریمی بودند. اما خود شما بارها گفته بودید که مدیر فنی یعنی کشک اگر من در استقلال باشم و کارم را درست انجام دهم به همه نشان می دهم که مدیر فنی و رئیس سازمان فوتبال یعنی چه

با توجه به اینکه انتقال کریمی زیر نظر خودتان صورت گرفت بهتر نبود تا نیم فصل، صبر کنید؟

چون به من دستور می دادند که باید تا نیم فصل باشم، دوست نداشتم روی نیمکت بنشینم. به هر حال من هم اعتقادات خاص خودم را دارم که اجازه نمی دهم کسی به من دستور دهد. اما می توانستم تیم را تا نیم فصل داشته باشم و به بهترین نحو تحویل دهم. به من انتقاد می کردند که چرا یه تربیت یزد که تیم لیگ یکی هست ۵ تا گل زدی بعد دیدیم که در ادامه همین تیم لیگ یکی قهرمان و نایب قهرمان لیگ گذشته را حذف کرد، اما پنج گل استقلال به چشم نمی آید!

اگر ناصر حجازی به جای فیروز کریمی بود، می‌پذیرفت که با چنین مدیر فنی در یک تیم کار کند؟

بله چه ایرادی دارد که یک مربی به مربی دیگری نکته‌ای را تذکر دهد. شاید اگر مربی کوچکی به فیروز کریمی حرف میزد، به او برمی خورد. اما وقتی ناصر حجازی با او صحبت می‌کند می‌داند که او با تجربه است. شاید فیروز کریمی در دوران مربیگری‌اش تنها با دو مربی خارجی کار کرده باشد، ولی ناصر حجازی با بیش از ۱۰ مربی خارجی کار کرده؛ رایکوف، اوفارل، مک‌لنان، اسکینر، فرانس بالکن، نتو و خیلی از کسانی که الان حضور ذهن ندارم. فیروز این نکته را به خوبی می‌داند. شاید اگر من آدم کوچکی بودم اصلا تحویلم نمی‌گرفت، اما وقتی با او مشورت می‌کنم طور دیگری روی حرفم حساب می‌کند. مثل این است که مهاجرانی به من پیشنهاد بدهد.

فیروز می‌بیند که من استقلالی هستم از این اخلاق‌ها هم ندارم که بخواهم زیر پای کسی را خالی کنم. با او صادق هستم. آن زمان که به او می‌گویم طالب لو و نوازی را برگردان با دل و جان گوش می‌دهد، چون مطمئن است من به نفع او و تیم صحبت می‌کنم. اگر می‌خواستم کار او را خراب کنم، حمایت نمی‌کرد، اما چون می‌داند استقلال و کریمی را دوست دارم، می‌پذیرد. او می‌داند که پیشنهاد من صد درصد به نفع او و استقلال است.


 

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

1 × 4 =