کد خبر : 51870
تاریخ انتشار : دوشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۱ - ۹:۳۰

رضا بلوچی

زنگ خطر برای استقلال در مقایسه با رقیب سنتی

زنگ خطر برای استقلال در مقایسه با رقیب سنتی
استقلال و پرسپولیس دو تیم بزرگ پایتخت که منتسب به وزارت ورزش هستند در سال های اخیر فقط قرمزها بودند که از حمایت بی چون و چرای وزارت بهره بردند.

به گزارش دبل استار، در این چند سال اخیر استقلال که از لحاظ حمایتی مانند پرسپولیس منتسب به وزارت ورزش می‌باشد در حالتی کاملا برعکس رقیب قرار داشته است و این قرمزها بوده اند که از مدیران آن توانسته اند نظر مسئولان بالادستی را برای هزینه کرد بیشتر به سمت خود سوق دهند.

با روی کار آمدن دولت جدید و وزارت نشینان جدید ورزشی سردار آجورلو به استقلال آمد تا تیره روزی های استقلال را تمام کند، او با حمایت از فرهاد مجیدی و بکارگیری نفرات کاربلد، توانست استقلال را به سمت قهرمانی سوق دهد. استقلال بدون بازیکنانی نه چندان مطرح،  قهرمان شد، رکورددار شد و سر و سامانی گرفت. مجیدی که محبوب هواداران بود محبوب تر شد و سردار آجورلو لقب سردار دلها را از هواداران استقلال دریافت کرد.

در فصل قبل و در سمت دیگر میدان رقیب سنتی(پرسپولیس) هم بی کار ننشست و با بهانه‌های واهی و مظلوم نمایی تا توانست هزینه کرد، بازیکن تاجیک گرفت، ازبک آورد، سرمربی به سینه داور زد، مدیرعامل بیانیه داد و امتیاز معیشتی جمع کرد تا جایگاه دوم را از سپاهان گرفت.

*استقلال با همدلی قهرمان شد

گرچه در فصل گذشته استقلال با فرهاد مجیدی و توانایی ها و حمایت‌های ویژه سردار آجورلو توانست بعد از پنج سال، نوار قهرمانی‌های پر حرف و حدیث رقیب را پاره کند،  شایعه شد که استقلال بیشتر حمایت می شود یا بهتر دیده می شود اما اینگونه نبود و این پرسپولیس بود که در هزینه کرد جلوتر از استقلال بود، چون عامل قهرمانی استقلال، همدلی و انسجام  بود که بین هواداران، مدیر عامل، سرمربی و بازیکنان شکل گرفته بود، در کنار این عوامل کلی، نقش سرمربی تیم و اعضای کادر فنی  ملموس تر از سایر متغیر ها بود. چون فرهاد مجیدی با گروهی نسبتا جوان، فقط و فقط بدنبال موفقیت استقلال بود. او از مکتب استقلال بود.

*قرمزها، در جدول دوم اما در جنب و جوش بودن اول

 قرمزها که فصل گذشته را با نایب قهرمانی تمام کردند در تمام صحنه های فوتبالی پر جنب و جوش تر بودند، آنها در نکات منفی به مانند بیانیه‌های غیر مرتبط، توهین، دست به یقه شدن، تهمت به داوران و دخالت در کار سایر تیم‌ها یکه‌تاز بودند. در امورات مثبت مانند، زمین بهتر، هزینه کرد بالاتر دلاری، دستمزد بالاتر، مهره های با تجربه تر و… هم، تقریبا از استقلال جلوتر بودند. دست های غیبی که بلافاصله بعد از بسته شدن پیاپی پنجره های نقل و انتقالاتی پرسپولیس ظاهر می شد و میلیون ها دلار را به یکباره پرداخت می کرد را قطعا بیاد دارید و قرارداد نجومی گل محمدی را که درویش از روی ناچاری و برای به زانو در آوردن یحیی، بیان کرد، فقط نمونه ی کوچکی از برتری آنها نسبت به استقلال در امورات پشت صحنه فوتبالی در فصل گذشته بوده است.

*استقلال با آمدن سردار قانونمند تر شد

برتری پرسپولیس در فصل گذشته در آیتم هایی بود که بیشتر مربوط به خارج از زمین می شد، گرچه آنها انسجام و همدلی یکنواختی به مانند استقلال نداشتند، اما این یک واقعیت است که قرمزها در اموراتی که مربوط به خارج از مستطیل سبز بوده و به پشت صحنه و رایزنی نیاز داشته، مدیران آن با هر روشی(غلط یا درست)،  توانسته اند، اراده ی خود را به کرسی بنشانند. امتیازات معیشتی، معافیت‌ها، بخشش محرومیت‌ها و حتی سرعت عمل در  خریدها و…

اما استقلال در فصل گذشته با آمدن سردار در یک مسیر مثبت  قانون مدار درستی قرار گرفت مسیری که  می توانست به ماندگاری ساختار باشگاه استقلال کمک کند. مسیری که در این فصل و با رفتن سکاندار تیم ممکن است با مشکلاتی مواجه شود.

مسیر و رویه ای که گرچه با بسیاری از ساز و کارهای فوتبالی در کشور ما همخوانی ندارد اما حداقل در فصل گذشته تا حدودی جواب داد. البته با کمک مهره هایی که مانند یک زنجیر به هم متصل و وابسته به هم  بودند و پشت سر هم،در یک مسیر و برای یک هدف یکدیگر را حمایت می کردند یعنی هر کدام در جایگاه خود از منافع کل تیم حمایت کردند. که حاصلش شیرین و به یاد ماندنی بود.

اما در این فصل که استقلال مهمترین مهره و یا بهتر بگوییم شاه مهره(مجیدی) را ندارد چه می شود؟

فصل آتی فوتبال در مرداد ماه شروع خواهد شد، استقلال که سرمربی خود را راهی لیگ امارات کرده فعلا بدون سکاندار است و از رایزنی ها با سرمربیان داخلی و خارجی  نتیجه ای حاصل نشده است، دوشنبه هایی که وعده رونمایی از سرمربی جدید را می دهند می آیند و می روند اما استقلال هم چنان بدون سرمربی است. گویا تمدید قرارداد بازیکنان تیم قهرمان با سرعت حلزونی وار  در حال انجام شدن است. مسئولان تیم  سکوت خبری پیشه کرده اند، اخبار نگران کننده به مانند تگرگ بر سر هواداران می بارد. وریا غفوری کاپیتان تیم از نامهربانی می گوید، سیلوا به دلیل پول کم ساز جدایی دارد، حسین زاده جوان که یاد قایدی را زنده کرده بند فسخ چند هزار دلاری دارد، بازیکن درجه یک داخلی که به تعداد انگشتان یک دست هستند یکی پس از دیگری جذب رقیب می شوند و… اما رقیب دیرینه که در سازو کار حمایتی باید دقیقا به مشابه استقلال باشد و اینکه باید استقلال به دلیل قهرمان شدن جلو تر باشد،در شرایطی مشابه دوران سلطانی فر که  یک تازی می کرده بازهم سبقت گرفته است و گویا دوباره می خواهد  از برادر تنی خود( استقلال) جلو بزند.

قرمزها در کنار تمدید قرارداد مهره های کلیدی فصل قبل، دست روی هر بازیکنی می گذارد بلافاصله با پنجره بسته با آن قرارداد می بندد، پرسپولیس چنان ولخرجی را در دستور کار قرار داده که دارد به طور کلی خانه تکانی می کند، بهترین های یکی از  مقتدر ترین مدیران فوتبالی کشور(ساکت در سپاهان) را یکی یکی با هزینه های بالا جذب کرده است و به دنبال مدافع جوان رشد یافته در استقلال است(نورافکن)،  به دنبال مهاجم خارجی میلیون دلاری می گردد. کار به جایی رسیده که دیگر هیچ تیمی حتی صنعتی ها هم نمی توانند با آنها رقابت کنند و باید در انتظار بنشینند تا شاید نفرات باقی مانده ای که اگر سرخ ها لطف کردند جذب نکردند را جذب کنند. لژیونر ملی پوش را بر می گرداند، حتی می خواهد  از استقلال قهرمان بازیکن دارای قرارداد را بگیرد(پیشنهاد به یامگا). 

*سهم استقلال تا کنون هیچ بوده است

در این سوی میدان استقلال قهرمان با مدیر عامل خود در حال نظاره است و با بیانیه هایی که حواله ی آینده را دارند، به هواداران خود قول و وعده های  نگران نبودن می دهد.

در این ماراتن نفس گیر تنها خبر جذب مهاجم آبی پوش سابق را به هواداران، نوید می دهد و دیگر هیچ.

آیا واقعا هواداران استقلال در چنین وضعی نباید نگران باشند؟

آیا استقلال در برابر برادر تنی خود که در عمر فوتبالی کوچک تر است باید تسلیم شود؟ یا مدیران حوزه استقلال تسلیم شده اند؟

چرا باید برای خرید بازیکن درجه یک(حداقل در پست خود و شرایط فعلی) تردید کرد؟ در حالی که چند فصل است تیم در آن پست بازیکن مطرحی نداشته است.

چرا باید هواداران تیم قهرمان اینگونه سردرگم باشند و شب تا صبح را با خبرهای نا امید کننده سر کنند؟

استقلال بزرگ نیاز به مربی بزرگ و بازیکن تراز اول و تاپ دارد. خرید بازیکن با توانایی های فنی بالا تردید نمی خواهد.

مثال، جذب بازیکن بزرگی به مانند مسی یا رونالدو نیازبه نظر مستقیم سرمربی ندارد، چنین بازیکنانی ثابت شده هستند و جذب آن ها آورده های مثبت زیادی را به سمت تیم سوق می دهد.

بنابراین دست اندرکاران استقلال برای جذب بازیکن درجه یک نباید تردید کنند، جذب شخصی به مانند صادقی(گرچه در استقلال موفق نشود و ندرخشد) در این برهه از زمان می تواند موج مثبت روانی را به هواداران استقلال هدیه کند.(به مانند جذب امین قاسمی نژاد در فصل گذشته).

بکارگیری سرمربی روزمه دار خارجی در اسرع وقت می تواند بار منفی ایجاد شده بین هواداران و مدیر عامل را خنثی کند.

نگه داشت پین ایتالیایی و سیلوای برزیلی می‌تواند به حفظ شاکله تیم قهرمان کمک کند.

بخش رسانه ای باشگاه باید برای جلوگیری از حاشیه سازی و سردرگمی هواداران فعال‌تر شود. مهمترین موضوع بحث زمان است که در این روزها برای استقلال بسیار مهم است و نباید بیش از آن هدر رود

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

15 − 2 =